گفته بودم مدت هاست گلایه نمی کنم؟
می دانستی در مقابل زخم زبان ها سکوت می کنم؟
خبر داشتی آتش می گیرم و خاموش می شوم؟
از کسی نشنیدی بغض بعد از خاموشی یعنی چه؟
حالا از اینجا که ایستاده ام تا خود خدا هم که درکت کنم
...به دلم حق می دهم
دیگر از تو شکایت نکند
در مقابل زخم زبان ها سکوت کند
آتش گرفته اگر خاموش شود
بعد از خاموشی بغض کند
و تمام اینها یعنی
دلم باز تنهاست
باید دستش را بگیرم، بروم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر