تمام زمین من
همین چند خط نوشته ای است
که مدام بذر عشق و بودنش را می پاشم
حالا باکی نیست اگر
گاه آفت به رویش باورم می چسبد
...بگذار کرم های خاکی هم
از میان واژه هایم جان بگیرند
تن زن زمین من است
مغموم می شود اما مسموم نه
و چشم به آسمانی دارد
که ماهش تویی
به دورم بگرد
که شب تاب هایم دل به شبدر و لاله بسته اند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر