۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

...222...



مهتاب شب های دلم شدی و آفتاب صبح چشمانم

غم هایم را به بوسه ی واژگانت نشانده ام برای شفا

چنان طنازانه اندامشان منعطف احساس توست

...

که به نبودنت آشفته بازاری می شود این تن رنجور

تو بیا.......... تو بمان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر