مادر که شدی انگار دیگر کاری در دنیا نداری جز مادری. هزار راه که بروی آخرش ختم می شود به لبخند کودکت،کودکی که حتی موهایش سفید شده و برای کودکانش کتاب می خواند... مادر که شدی گاهی از خودت می ترسی... گاهی از دنیا می ترسی مبادا کنج لب کودکت برای خنده ناز کند...مادر که شدی ، مادری بی هیچ چون و چرا ... مادر که شدی نه نفس هایت در اختیار توست، نه گام هایت،نه غرورت، نه عشقت،نه جنسیتت،نه بهشتت و نه حتی جهنمت...فقط مادری___

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر