۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

...238...




مادر که شدی انگار دیگر کاری در دنیا نداری جز مادری. هزار راه که بروی آخرش ختم می شود به لبخند کودکت،کودکی که حتی موهایش سفید شده و برای کودکانش کتاب می خواند... مادر که شدی گاهی از خودت می ترسی... گاهی از دنیا می ترسی مبادا کنج لب کودکت برای خنده ناز کند...مادر که شدی ، مادری بی هیچ چون و چرا ... مادر که شدی نه نفس هایت در اختیار توست، نه گام هایت،نه غرورت، نه عشقت،نه جنسیتت،نه بهشتت و نه حتی جهنمت...فقط مادری___


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر