۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

...307...





به چشمک کدام ستاره لغزیدی ماه؟

من در وفای به تو اشک جبرییل را دیدم که به  تقدس مریم شک کرد

من لبخندم را به گوشه ی تیز هلال مهر تو آویخته بودم

 سر خوردم روی تن احساس تو

نلغزیدم

 من نه در برابر خدا  که زانو به زانو ی او

سجده کردم به عشق تا تو را باور کنم

تو تن به هوس ستاره ها دادی؟

هر چند نور مهر من از تو ماه گذشت اما

حجاب می گیرم پشت تنها ترین ابر آسمان

تا ناب چشمانم به  سیاهی انچه تو عشق می نامی

تار نشود

بگذار هر ستاره که رد شد یار تو شود و تو آوازه خوانش باشی


!!!مَرد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر