۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

...624...


چشمان تو برای این همه بغض ناشی و
چشمان من برای ناشی گری های تو بی تاب

حالا تکلیف دل بی صاحاب من چه می شود
که نه بغض تو را تاب دارد
و نه بی تابی های مرا

شاید باید بروم
می گویند خاک سردی می آورد
تنها مانده ام
... چه خاکی به سر کنم؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر