۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

...485...


درست در بدموقع زندگی من به موقع امد و من گمان کردم این همه بی موقعی و به موقعی چه تناسبی دارند کنار هم و چنان در رخوت تنهایی دورم گشت و دورم گشت که تمام زوایای زندگی را گم کردم و می چرخیدم با او.... قشنگ بود....حالا زمان گذشت و زمین هنوز می گردد نه به دور من که به دور ماه
و دلم، فقط دلم زاویه دار شد
تیزی اش گوش می برد،دل خط می اندازد و روح ترک می زند
دلی که چینی بند زن ماهری بود روزی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر