۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

...555...



دیوانه شدند واژه ها 
مدام سرک می کشند به نوک انگشتانم
دود می شود باور تو حرف به حرف
نمی خواهم... باور کن

اما
دیوانه شدند واژه ها
از تو دلگیرند

آهااای
من که نیستم در خلوتت چه می کنی
که باد زوزه کشان و اشک ریزان
مدام به واژه هایم از تو گلایه می کند

خبر داری
باد خبر داده واژه هایم را
که تو
مهمان عزیز داری

من نفس های توام... خود گفتی
عزیز تر از نفس
یعنی چه؟

یادم بده 
بعد در را باز کن


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر