۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

...541...



کنار تمام نداشتن ها 
داشتنت

ورای این همه نبودن 
بودنت
...
با غم دوری و ندیدن 
دیدنت

میان این جنگل سوخته 
بوییدنت

در این سکوت مرگبار امید 
شنیدنت

دل خوشم کرد به ساز دلنواز دلت
و غرورم شکفت در آغوش گناه دوست داشتنت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر