هرچند هرکه امد و رفت
تبر زد به ریشه ی احساسم
اما چنان سر گرم آسمانم
و دستم به دست خدا گره خورده
که هنوز ایستاده ام
... خدایا اینان حرف مرا باور نمی کنند
به گمانشان ریشه های زن به تلنگری مردانه بسته است
ببار بر دلهاشان تا بدانند
روزی که نطفه در زهدان زن بودند
ما درد کشیدیم
اما عاشقانه آمدنشان را به انتظار نشستیم
ببار بر دل هاشان تا بدانند
زن برای زندگی درد را زاد
در دل خاک ایستاد
و هرگز بر زمین نیفتاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر