حق با توست
اگر کنار حوض چشمانت
سو سوی ستاره ها را می پسندی
بس که من تاریکم
گنگ و منگ برای عاشقی یک دالان باریکم
اما تو بی هراس از چرخ و فلک
بر سیاره ی واژگانت به خواب بردی مرا
خواستی ایمان بیاورم
خدایی که آسمان را بر زمین آویخت
عشق را بر سینه ام با شب آهنگ دلت آمیخت
یادت هست؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر