برای چشمان عسل شهدِ اشک بارش
دلم تنگ است
دلم تنگ است
برای عطر روسری اش در باد
برای همه مهربانی دنیا گوشه ی لبش
دلم تنگ است
ناز کردن موهایم به انگشتان کشیده و خسته اش
نگاه کردن به من گویی که آینه اش هستم
برای کنارش حرف زدن و او به خواب رفتن
برای معجزه ی سجاده اش دلم تنگ است
دلم برای تمام بودنش تنگ است
دنیا دور از مادرم عجیب بی رنگ است
باز هم "میم" مثل مادر...
پاسخ دادنحذفهمیشه میم مثل مادر فدای مهربونیات
پاسخ دادنحذف