۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

...518...




دانه ی مهر را کنج لبش کاشتم
بوسه بارانش کردم
جوانه زد

آسمان غرید
...
نماز باران می خواندیم
دل لرزید
شک ترک برداشت
عشق بر سرمان فرو ریخت

روی سینه اش جان دادم

بغض شکست

گناه پــــــــــــاک شد

هیچ با بلایای طبیعی عاشق شده ای؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر