۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

...564...


بی گمان سنگ تمام بدگمانی ها
از کمان سرکش ابروان تو 
به قلب باور من پرتاب شد

ابروانی که سایه ی چشمان لخت بود
نه نگاه آرامی که تنها
خیس می شد
 از حجاب ابری
که زندگی دچارش کرده بود


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر