ما همانا امروز پس از مدت ها صبوری اندکی غریدیم و فرکانس صدایمان اوج گرفت... چشمان صبوری به ما در سکوت نگاه کرد و هیچ نگفت چنان که ما شرم زده و خجل از کرده به حالت نیمه جان از خشم سکوت کردیم.... ما سکوت کردیم آن چشمان صبور لب باز کردند و ما را به تیر بار حرف و حدیث بستند و شستند و از بند رخت بیاویختند تا درسی شود برای فرداها .....که پس از فریاد سکوت جایز نیست_________ نمی گفتیم می مردیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر