۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

...589...




من عطر مهرت را در رگ های تنم می بویم
و صدای بلبلان سرزمین آغوشت که دور نیست
نگاهم را آبی کرده

مرهم می شود نی نی چشمانت
بر درد دیدگانم 

بگذار آسمان زین پس تا همیشه سخت ببارد
و بادهای وحشی
زوزه کشان سیاه دل ترین ابرها را 
به جدایی ستاره هامان بگمارند

به خیالشان من و تو
 روی زمینی که آنها قهرآلود قدم می زنند
امکان لنگیدمان هست

ساده اند
بسیار ساده اند
           خوب ِ خوب ِ خوب ِ من          

 زیر چتر مژگان تو
 بانوی امن ترین سقف دنیا منم

۳ نظر:

  1. نازنین.. رفته ها را رفته بدان! گذشته ، گوریست...

    پاسخ دادنحذف
  2. دلم براتون تنگه شقایق باوفای من.......

    پاسخ دادنحذف
  3. مثل دلِ من.. نازنین ترین!! راستی آیدا آمده است.. جایت را حسابی خالی میکنیم عزیزترین..

    پاسخ دادنحذف